خرید بک لینک

درباره سایت

خاطره

امکانات وب

فرمانده ی گروهان، برادر سالمی گفت: باید خود رو برای عملیاتی با پاتک های سنگین آماده کنیم البته قرار است بعد از قطع جاده، نیروهای پشتیبانی وارد عمل شوند و ما عقب بکشیم، اما هم من هم شما که در عملیات متعدد شرکت داشته ایم ، می دانیم از این خبر ها نیست و باید خود را برای حداقل یک هفته مقابله با پاتک دشمن آماده کنیم، مخصوصا که تا رسیدن به محور عملیات تقریبا سی کیلومتر مسیر آبی است و نیروها باید با قایق به خط منتقل شوند. پس این را بدانید کسی که در پایان عملیات شهید می شود، اجرش بسیار بیشتر از آن کسی است که در همین ابتدا شهید می شود...

اما من می گویم شهید، شهید است، چه شهید ابتدای راه باشد چه شهید انتهای راه، زیرا آن که شهید محسوب می شود، به دنیا پشت کرده است، پس آیا بهتر نیست اجر شهادت را به این جور محاسبه ها کم نکنیم؟

دلم می خواست این را به برادر سالمی بگویم، اما از نوری که از چهره اش ساطع بود شرم کردم...

قرار است ساعت نه امشب از اسکله با قایق حرکت کنیم. طبق نقشه باید پس از پیمودن بیست الی سی کیلومتر راه آبی در هوالعظیم به خشکی برسیم. خدایا، تو ما را هماهنگ کن . ملائکه ات را برای بیناتر کردن چشمان ما و کور کردن چشمان دشمن گسیل کن...

منبع:

کتاب: نه خاکی نه آبی

برچسب: پاتک به دشمن,شهید, جنگ ایران و عراق , خاطرات جنگ, نویسنده: داود تاريخ: يکشنبه 12 آبان 1392 ساعت: 0:33

صفحه بندی